محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
240
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در اتاق خويش مىنشاند ، در حالىكه كودك بودم مرا در آغوش خود مىگرفت ، و در بستر مخصوص خود مىخوابانيد ، بدنش را به بدن من مىچسباند و بوى پاكيزه خود را به مشام من مىرساند و گاهى غذايى را لقمه لقمه در دهانم مىگذارد ، هرگز دروغى در گفتار من و اشتباهى در كردارم نيافت . از همان لحظهاى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از شير گرفتند ، خداوند بزرگترين فرشته ( جبرئيل ) خود را مأمور تربيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كرد تا شب و روز ، او را به راههاى بزرگوارى و راستى و اخلاق نيكو راهنمايى كند و من همواره با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودم ، چونان فرزند كه همواره با مادر است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هر روز نشانه تازهاى از اخلاق نيكو را برايم آشكار مىفرمود و به من فرمان مىداد كه به او اقتدا نمايم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چند ماه از سال را در غار حراء مىگذراند ، تنها من او را مشاهده مىكردم ، و كسى جز من او را نمىديد ، در آن روزها ، در هيچ خانهاى اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه خديجه هم در آن بود و من سوّمين آنان بودم . من نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را مىبوييدم من هنگامى كه وحى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود مىآمد ، ناله شيطان را شنيدم ، گفتم اى رسول خدا ، اين ناله كيست ؟ گفت : شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس گرديد و فرمود : « على تو آنچه را من مىشنوم ، مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم ، مىبينى . جز اينكه تو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيستى ، بلكه وزير من بوده و به راه خير مىروى . » واژهشناسى الكلاكل : سينهها و در اينجا منظور بزرگان عرب است . نواجم قرون : در اينجا منظور بزرگان قبايل است .